۷ ایده پولساز تولید محتوا برای کاسبهای قدیمی (بدون نیاز به قِر و فِر!)
۷ ایده پولساز تولید محتوا برای کاسبهای قدیمی (بدون نیاز به قِر و فِر!)
بازار عوض شده است حاج آقا! قدیمها مشتری رد میشد، ویترین را میدید و سلام میکرد و میآمد داخل. الان مشتریها سرشان در گوشی است. اگر شما در آن گوشی نباشید، انگار اصلاً وجود ندارید. اما نترسید. ورود به اینستاگرام به معنی این نیست که شخصیتتان را عوض کنید. اتفاقاً برگ برنده شما همان "موهای سفید" و "تجربه" شماست.
بیایید ببینیم چطور میتوانید بدون نیاز به ادمین حرفهای و دوربینهای سینمایی، با همین جنسهایی که از کارینالند خریدهاید، محتوا بسازید.
۱. ایده "آنباکسینگ" (باز کردن بار جدید)
مشتری عاشق "جنس تازه" است. وقتی بار جدید از کارینالند میرسد، قبل از اینکه بچینید توی قفسه، گوشی را بردارید.
- چه کار کنیم؟ کارتن را باز کنید و بگویید: "سلام دوستان، همین الان بار لنت ترمزهای اصل رسید. ببینید بستهبندی رو..."
- چرا جواب میدهد؟ حس تازگی و پویایی مغازه را منتقل میکند.
۲. ایده "مقایسه کارشناسی" (اصل و فیک)
اینجا زمین بازی شماست! شما سالهاست با یک نگاه جنس بدل را میشناسید. این دانش را به مردم یاد بدهید.
- چه کار کنیم؟ یک قطعه (یا قهوه) اصل و یک نمونه تقلبی را کنار هم بگذارید. با انگشت نشان دهید: "ببینید، رنگِ جعبهی اصلی اینجوریه، ولی تقلبیه کمرنگه..."
- چرا جواب میدهد؟ شما را به عنوان یک "استاد دلسوز" و "متخصص" در ذهن مشتری ثبت میکند.

۳. ایده "پاسخ به سوالات مشتری" (مشاوره رایگان)
روزانه ده نفر میپرسند: "آقا لنت چی بندازم سوت نکشه؟" یا "قهوه چی ببرم خوابم بپره؟"
- چه کار کنیم؟ جلوی دوربین (یا حتی فقط صدایتان روی تصویر محصول) بگویید: "خیلیها میپرسن بهترین قهوه برای بیدار موندن چیه؟ جوابش قهوه روبوستاست، چون..."
- چرا جواب میدهد؟ مشتری میفهمد که شما فقط فروشنده نیستید، مشاور هستید.
۴. ایده "پشت صحنه بستهبندی" (اعتمادسازی)
بزرگترین ترس مشتری اینترنتی چیست؟ "نکنه پول بریزم جنس رو نفرستن!"
- چه کار کنیم؟ وقتی دارید سفارش مشتریِ شهرستان را بسته بندی میکنید، فیلم بگیرید. بگویید: "این سفارش آقای محمدی از شیراز، داریم براشون فوم ضربهگیر میپیچیم که سالم برسه."
- چرا جواب میدهد؟ این یعنی مغازه فعال است و بقیه دارند از شما میخرند (تایید اجتماعی).

۵. ایده "داستان محصول" (نه فقط مشخصات)
مردم مشخصات فنی را در گوگل میخوانند. آنها داستان میخواهند.
- چه کار کنیم؟ نگو "این قهوه ۵۰ درصد عربیکاست". بگو: "اگه عصرا دلت میخواد یه قهوه بخوری ولی شب راحت بخوابی، این ترکیب ۵۰/۵۰ مخصوص توئه چون..."
- چرا جواب میدهد؟ احساس مشتری را درگیر میکنید.
۶. ایده "معرفی خودتان" (ارتباط انسانی)
مردم از "لوگو" خرید نمیکنند، از "آدم" خرید میکنند.
- چه کار کنیم؟ یک بار بنشینید و بگویید: "من حسن آقا هستم، ۳۰ ساله تو صنف لوازم یدکیام. شعار ما اینه که جنس بد دست مردم ندیم..."
- چرا جواب میدهد؟ یخ رابطه را میشکند و اعتماد را ۱۰۰ برابر میکند.
۷. ایده "اشتباهات رایج" (هشدار دادن)
همه دوست دارند ضرر نکنند.
- چه کار کنیم؟ "آقای راننده! اگه تسمه تایمت رو سر ۶۰ هزارتا عوض نکنی، ۱۰ میلیون خرج رو دستت میذاره. بیا تا بهت بگم نشونههاش چیه..."
- چرا جواب میدهد؟ ترس از ضرر، قویترین محرک برای توجه کردن است.

کلام آخر: فقط شروع کنید (حتی با تپق!)
حاج آقا، اولین ویدیوی شما قرار نیست عالی باشد. شاید تپق بزنید، شاید نور بد باشد. هیچ اشکالی ندارد! اتفاقاً مشتریها این سادگی و واقعی بودن را بیشتر از ویدیوهای اتوکشیده دوست دارند.
شما محتوا و تخصص را دارید؛ تامین جنس جور و قیمت مناسب هم با کارینالند. همین الان گوشی را بردارید و از قفسه پشت سرتان یک فیلم ۱۰ ثانیهای بگیرید. بسمالله!
دیدگاه خود را بنویسید